الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

234

تفسير تطبيقى (فارسى)

جان و مال مردم به خودشان اقرار مىگيرد ، بدون فاصله مىفرمايد : « من كنت وليّه فهذا وليّه » ، هركس من ولىّ اويم پس اين على نيز ولىّ اوست . . . « 1 » در برخى از روايات نيز چنين نقل شده : « أيّها الناس من وليّكم ؟ قالوا : اللّه و رسوله ثلاثا ثم أخذ بيد علي فأقامه ثم قال : من كان اللّه و رسوله وليّه فهذا وليّه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » اى مردم چه كسى ولىّ شماست ؟ سه بار گفتند خدا و پيامبرش ، سپس پيامبر خدا دست على را گرفتند و ايشان را برپاكردند و فرمودند هركس خدا و رسولش ولىّ اوست پس اين علىّ نيز ولىّ اوست خدايا دوست بدارد هركس او را دوست دارد دشمن بدار هركس او را دشمن مىدارد . « 2 » اين تعابير كه زمينه‌سازى براى اعلان ولايت امام على است شاهدى روشن بر اين معناست كه مراد از ولايت ايشان همسان با ولايت خدا و رسول اوست كه به معناى متصرف در امور و پيشوايى و سرپرستى است و اگر نه ، چرا پيامبر خدا از مردم اقرار مىگيرد كه از جان و مالشان به آنان سزاوارتر است ؟ و چرا مردم در پاسخ به پرسش پيامبر خدا كه فرمود : چه كسى ولىّ شماست ؟ تنها گفتند : خدا و پيامبرش . و ساير مؤمنان را نام نبردند با اينكه اگر « ولىّ » در اينجا به معناى محبوب و ياور باشد همه مؤمنان نيز محبوب و ياور يكديگرند و مردم به آن اعتراف مىكردند . و ) پيوند جريان غدير با حديث ثقلين در متن برخى از نصوصى كه جريان غدير را گزارش مىدهد ، حديث ثقلين به چشم مىخورد كه در آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمسك به ثقلين ( قرآن و عترت ) را سفارش كرده و تنها پيروى از آنان را شرط نجات از گمراهى مىداند . « 3 »

--> ( 1 ) . خصائص ، ص 138 ، ح 95 و نيز ر . ك : مصادر ديگرى كه در پاورقى شماره يك نام برده شده است . ( 2 ) . خصائص ، ص 137 ، ح 94 ؛ ص 138 ، ح 96 ( 3 ) . خصائص ، ص 112 ، ح 78 ؛ مستدرك ، ج 3 ، ص 109 ، 110 ذهبى نيز اين حديث را پذيرفته است ،